باز هوای سحرم آرزوست /خلوت و مژگان ترم آرزوست
رمضان دیگری رسید؛ از همان رمضانهایی که احمد عزیزی آرزوی سحر و شبهای قدر آن را داشت، ولی 4 سال است که از دیدن آن بازمانده است.
رمضان دیگری از راه رسید، برای بهتر بودن. بیشتر خدا را خواندن و خود را ساختن و بیشتر اندیشیدن. این روزها و شبهای رمضان هرقدر دلمشغولی دنیا را کنار بزنی، جای آن لطافت مینشیند و چه زیبا نقل شده است که گویا همه درهای آسمان به روی زمینیان باز است و ندا میدهند ما را؛ که بیایید این سفره رحمت الهی است که گسترده شد تا در غیاب این طعام دست بدان طعام ببریم.
این روزها و شبهای رمضان است که فرصت خواندن دعا بیش از پیش فراهم
میشود. اصلاً دلت میخواهد هرچه نیایش و شعر است که حال و هوایت را
آسمانیتر میکند، بیابی و بخوانی و زمزمه کنی. دلت میخواهد نوای دعا را
مستمر بشنوی. ختم قرآن برداری و هر لحظهات خلوتی باشد با او...

رمضان دیگری از راه رسید، برای بهتر بودن. بیشتر خدا را خواندن و خود را ساختن و بیشتر اندیشیدن. این روزها و شبهای رمضان هرقدر دلمشغولی دنیا را کنار بزنی، جای آن لطافت مینشیند و چه زیبا نقل شده است که گویا همه درهای آسمان به روی زمینیان باز است و ندا میدهند ما را؛ که بیایید این سفره رحمت الهی است که گسترده شد تا در غیاب این طعام دست بدان طعام ببریم.
+ نوشته شده در یکشنبه ۲ مرداد ۱۳۹۰ ساعت 22:8 توسط hamid.mt
|
از آنجا که این وبلاگ متعلق به کلیه دوستان دانشجو و حتی فارغ التحصیلان گرامی است افرادی که تمایل دارند به جمع نویسندگان وبلاگ بپیوندند و مطالب خود را در وبلاگ قرار دهند میتوانند درخواست خود را به ایمیل وبلاگ ارسال نمایندو به جمع نویسندگان بپیوندند.