رمضان دیگری رسید؛ از همان رمضان‌هایی که احمد عزیزی آرزوی سحر و شب‌های قدر آن را داشت، ولی 4 سال است که از دیدن آن بازمانده است.


رمضان دیگری از راه رسید، برای بهتر بودن. بیشتر خدا را خواندن و خود را ساختن و بیشتر اندیشیدن. این روزها و شب‌های رمضان هرقدر دل‌مشغولی‌ دنیا را کنار بزنی، جای آن لطافت می‌نشیند و چه زیبا نقل شده است که گویا همه درهای آسمان به روی زمینیان باز است و ندا می‌دهند ما را؛ که بیایید این سفره رحمت الهی است که گسترده شد تا در غیاب این طعام دست بدان طعام ببریم.
 
این روزها و شب‌های رمضان است که فرصت خواندن دعا بیش از پیش فراهم می‌شود. اصلاً دلت می‌خواهد هرچه نیایش و شعر است که حال و هوایت را آسمانی‌تر می‌کند، بیابی و بخوانی و زمزمه کنی. دلت می‌خواهد نوای دعا را مستمر بشنوی. ختم قرآن برداری و هر لحظه‌ات خلوتی باشد با او...