*بسم الله*
یکی از رفقا چند روز پیش نظراتی ذیل پست "سر آغاز اقتصاد غرب" نوشتن و نقد هایی به صحبت های دکتر درخشان که منتشر کرده بودم داشتن. در نظر دارم آراء این بزرگوار رو نقد و بررسی کنم به این صورت که در هر پست جملاتی از ایشون که به نظرم جای تامل داره رو می نویسم و نظر خودم رو درباره ی اون جمله ذیلش میارم. دوستان دیگه که دانشجوی اقتصادن هم اگر تو بحث وارد بشن، قدم بر دیدگان ما می نهند!
نظر رفیق شفیقمان به طور کمپلت!:
"" دکتر درخشان: در کشف نظام اقتصادی اسلام، تلاشمون کمه! ""
حرفشون درسته .اینکه تلاش برای رسیدن به اقتصاد اسلامی کمه.ولی کاش نظرشون رو راجع به مشکلات پیش روی اقتصاد اسلامی میگفتن.مثلا اصول اقتصاد سرمایه داری یه اصول روانشناختی ان که از مطالعه ی رفتار انسان نشات میگیرن. تاریخ یه تجربه ای داره در مورد کمونیسم که این اصول رو اومدن نادیده گرفتن و اصول جدیدی وضع کردن (عدالت در مقابل آزادی).مطالعه ی کمونیسم نشون میده عامل فروپاشیش همین بوده که اصول رو نپذیرفت.اتفاقا اشتراک اسلام با کمونیسم در همین نپذیرفتن اصوله.از کجا معلوم ما به وضع کمونیسم دچار نشیم ؟یا از کجا معلوم این دانشمندانی که به سمت اقتصاد مسیحیت میرن موفق بشن مدل کاملی ارائه بدن(ضمن اینکه تاریخ یه تجربه ی سخت اقتصاد مسیحی (یا دین محور به طور کل) رو داره)
¤۱ اصول اقتصاد سرمایه داری یه اصول روانشناختی اند که از مطالعه ی رفتار انسان نشات می گیرن.
پاسخ۱:
تا یه جاهایی موافقم. مثلا اینکه اصول سرمایه داری از مطالعه ی انسان و رفتارش نشات می گیره کاملا درسته. اما ما داریم درباره ی انسان صحبت می کنیم. موجودی مختار که بینش و منش و فرهنگش رو کنش ها و رفتار هاش تاثیر می ذاره. لذا با اجازت می خوام جمله رو اینطور کامل تر کنم که اقتصاد سرمایه داری اصولش رو از مطالعه ی رفتار انسانی می گیره که اون انسان، انسان موجود و مطلوب سرمایه داریه. با یه مثال حرفم رو روشن تر می کنم. انسانی که در سرمایه داری ازش صحبت می شه انسانیه سود جو و فقط منافع مادی خودش رو می بینه. اما راه دور نریم. تو دانشگاه یه تشکلی هست به اسم کانون امام حسن مجتبی (ع) (که اینا از وقتشون می زنن و هر شب غذایی رو که تو دانشگاه مازاده و دانشجو ها قبل از خوردن، مقدار مازاد رو تو ظرف مخصوص تو سلف می ریزن) رو می برن برای محرومین محله های اطراف. وقتی ازشون می پرسی چرا این کارو می کنن. یه عده شاید جواب بدن به خاطر بهشت یا خودسازی ( یعنی سود غیر مادی و معنوی). اما جالب تر عده ی دیگه ای اند که می گن ما بندگی چو گدایان به شرط مزد نکنیم.( این دسته بهشت و جهنم نمی خوان، فقط دنبال نوکری برای امام حسن هستند.)
تازه اینا فقط وقتشون رو صرف می کنن. یه طرف قضیه هم انسان هایی اند که از حق خودشون می زنند برای اینکه یه عده از محرومین، همان حوالی ما شب شام مجانی داشته باشند!
پس با منطق اقتصاد خرد این دانشجو هایی که غذاشون رو می بخشند یا اعضای کانون امام حسن یا انسان نیستند و یا رفتارشون عقلایی نیست!!!
لذا تمام حرفم اینه که اقتصاد سرمایه داری اصولش رو از بررسی رفتار انسانی با جهانبینی مادی می گیره و شاید سرٌ حرف دکتر درخشان که اندیشه های اقتصاد لیبرالی رو شیطانی می دونه در همین باشه که موضوع بحث در اون پارادایم انسان شیطانی است.
¤۲ مطالعه ی کومونیسم نشون می ده عامل فروپاشیش همین بوده که اصول رو نپذیرفت.
پاسخ۲:
کومونیسم اصول اقتصاد سرمایه داری رو نپذیرفت در صورتی که ایدئولوژی انسان های جامعه ی شوروی سابق همان ایدئولوژی انسان های در جوامع سرمایه داریه. یعنی اصالت سود و لذت و نفی وجود عوالم مافوق ماده و خدا. یعنی انسان در شوروی همون انسان غربی است با همون امیال و نفسانیت ها در حالی که مارکس از این جامعه انتظار معجزه داره. یعنی می خواد اینا از مالکیت خصوصی خودشون و نفع شخصی شون برای اجتماع بزنن. یعنی اقتصاد کومونیستی می خواد که دولت کاملا متمرکز باشه. و این ممکن نیست در اون جامعه. باز با یه مثال منظورم رو روشن تر کنم. در شوروی سابق کشاورز باید می کاشته و درو می کرده و محصولش رو میداده به دولت تا بین افراد اجتماع تقسیم کنه. خودشم باید رزقش رو از دولت می گرفته. خب این کارگر هم به دنبال سود شخصی خودشه. با خودش می گفت چه کاریه!؟ من شبانه مزرعه ی خودم رو آتیش می زنم و به دولت می گم خودش آتیش گرفت یا دزدی، کسی اومد آتیش زد و رفت و با این کار خودم رو از زحمت وجین و درو و ... راحت می کنم. و آخر ماه رزقم رو از دولت می گیرم! این تضاد بین منفعت شخص و منفعت اجتماع و دولت از بزرگترین مشکلات اقتصاد مارکسیستیه. لذا بنده ضعف اقتصاد مارکسیستی رو در ارائه ی مدل جایگزین برای اقتصاد سرمایه داری می بینم. نه اینکه فروپاشی شد چون اصول غیر قابل تغییر و جهانشمول!!! اقتصاد سرمایه داری رو نپذیرفت.
¤۳ از کجا معلوم این دانشمندانی که به سمت اقتصاد مسیحیت میرن موفق بشن مدل کاملی ارائه بدن(ضمن اینکه تاریخ یه تجربه ی سخت اقتصاد مسیحی (یا دین محور به طور کل) رو داره)
پاسخ۳:
از کجا معلوم که موفق نمیشن!؟ اگه هر محققی بخواد قبل از شروع تحقیق از خودش بپرسه " از کجا معلوم تحقیقاتم به نتیجه برسه؟" دیگه هیچ کس سراغ کشف علم نمیره و با این کار راه تولید علم به رو به طور کل بستیم.
اما اگه جمله رو با توجه به توضیح داخل پرانتز بخونیم میشه اینطور مساله رو مطرح کرد که با توجه به تجربه ی تلخ حاکمیت دین در قرون وسطی از کجا معلوم اینبار نیز به همان مشکلات دچار نشیم. خب جواب این سوال ریشه در بررسی قرون وسطی داره. شاید مشکلات قرون وسطی ناشی از این بوده که حکام فاسد و متحجر و خودکامه جامعه را اداره می کردند. قطعا در قرون وسطی از گزاره های دین مسیحیت برای مدلسازی و نظریه پردازی اقتصادی برای حل مشکلات اقتصادی استفاده نمی شده چون کشیش متعصب قرون وسطایی اساسا عقلش به این چیز ها قد نمیده. اما الان ما با کشیش قرون وسطایی که دادگاه تفتیش عقاید راه می ندازه و دانشمند ها رو می سوزونه سر و کار نداریم بل که با دانشمندان اقتصاد در عصر مدرنیته و پسا مدرنیته سر و کار داریم که اتفاقا جایزه ی نوبل اقتصاد هم دارند و به دنبال کشف نظریات اقتصادی برای رسیدن جامعه به سعادت اند و نه حاکم کردن دوباره ی کلیسای متعصب قرون وسطی بر جامعه ی کنونی غربی. لذا نگران بازگشت به قرون وسطی نباشید!
----------------------------------------------------------------------------------
نظرات رفیق شفیق ما به طور کمپلت!:
"" دکتر درخشان: اندیشه ی شیطانی فرو نمی ریزد، همیشه هست. ""
به شخصه از ایشون انتظار این نمیره که حکومت کمونیستی رو به عقاید مارکسیستی یکسان کنن.هرگز عقاید مارکس شیطانی یا ضد انسانی نبود.حتی عقاید سرمایه داری هم چنین نیست. اما حکومتی کمونیستی به فساد کشیده شد(همچینین سرمایه داری). یعنی مدل مدل غلطی شاید نباشه ، ولی در عمل ایراداتی پیدا میکنه کما اینکه ایراد از حاکم باشه (مثلا استالین در شوروی). مخصوصا در مورد مارکسیسم که فقط یکبار در دنیا تجربه در عمل داشت و متاسفاه دیگه بازبینی نشد ، بخاطر اینکه غرب تمام تلاششو کرد که مارکسیسم رو محو کنه.خیلی ها معتقدن کمونیسمی که مارکس معرفی کرد درست اجرا نشد.
پاسخ:
خب بله درباره ی عقاید مارکس حق با شماست. و ایراد از بنده است که دو تیکه از صحبت های دکتر درخشان رو گلچین کردم کنار هم گذاشتم و اینطور به ذهن میرسه که ایشون اندیشه ی مارکسیستی رو هم شیطانی می دونن. البته شاید هم بدونن ولی تو این صحبت ها منظورشون از اندیشه ی شیطنی اقتصاد لیبرالیه. البته باید توجه داشت که اقتصاد سرمایه داری هم سر تا پا شیطانی نیست. بلکه اون جاهاییش که علمه به این معنا که در حوزه ی اقتصاد اثباتیه دیگه نمیشه گفت که شیطانیه. مثلا در گزاره هایی مثل :" با افزایش حجم پول و فرض ثبات سایر شرایط تورم افزایش پیدا می کنه."
اما اقتصاد سرمایه داری در جاهایی که مکتبه یعنی در حوزه ی اقتصاد دستوریه قطعا شیطانیه چون با تنها سود شخصی رو می بینه و ماده رو می بینه و به هیچ وجه توجهی به بعد غیر مادی انسانی نداره.
دکتر درخشان هم به این نکته اشاره داشتند که اقتصاد مارکسیستی بیشتر با فطرت الهی انسان قرابت دارد بر خلاف اقتصاد سرمایه داری.
-------------------------------------------------------------------------------
بخشی دیگر از نظرات و آراء رفیق شفیق ما:
"" دکتر درخشان: سی سال از چی حرف زدیم؟ ""
از نظر من مشکل اختلاس مشکل اقتصادی نبود.یعنی یه اقتصاد دان نمیتونه جوابگو باشه.مسئله برمیگرده به مدیریت و نظارت. اگه منظور دکتر درخشان اینه که مدل اسلامی اگه حاکم بود این اختلاس اتفاق نمی افتاد ، پس چطوره که تو اقتصاد های سرمایه داری غرب همچین چیزهایی شاهد نیستیم (در این وسعت)؟
پاسخ:
اینجا رو با شما موافقم. استاد می خواستن بگن که اختلاس در جامعه ی اسلامی ربطی به ضعف اسلام در نظریه پردازی در حوزه ی اقتصاد نداره. احتمالا منظور دکتر درخشان این نباشه که اگر اقتصاد اسلامی حاکم بود این اتفاق نمی افتاد. اما می گن جواب کسی که مغالطه می کنه رو جز با مغالطه نمیشه داد. طرف اومده با مغالطه مشکل اختلاس رو به مباحث نظری اقتصاد اسلامی بچسبونه، دکتر هم طبق قاعده ی موشک جواب موشک! مشکل رو چسبوند به اقتصاد سرمایه داری. البته این نظر بنده ست. شاید خود دکتر نظرشون همون باشه که شما از حرفشون برداشت کردی.
----------------------------------------------------------------
رفیق شفیق:
"" دکتر درخشان: به نام هر کس الا خدا حکومت کنی، اون نظام فرو میریزه. ""
شاید باید ببینیم در آینده این حرف ایشون اتفاق می افته یا نه .برای کمونیسم اتفاق افتاد ولی فروپاشی حکومت کمونیستی شوری دلایل خودشو داشت. امام علی هم بخاطر خدا حکومت میکرد ، ولی حکومتش پایدار نموند.یعنی درستی حکومت یه چیزه ، رفتار مردم یه چیز دیگه ، و البته مدل اقتصادی حکومت هم بحث جداییست.
پاسخ:
بله کاملا موافقم.
---------------------------------------------------------------
رفیق شفیق:
"" سر آغاز اقتصاد غرب و عقب افتادن مسلمین""
منم موافقم. به هر حال از نظر ارزشی کاری که غربی ها کردند درست نبوده . ولی اسلام هم در جای خودش گسترش هایی داشت.حتی دانشمندان اقتصادی هم داشت. ولی متاسفانه به هر دلیلی از همین امکاناتش هم استفاده لازم رو نکرد. مثلا ایران رو فتح کرد ، خیلی از اثار و فرهنگ و تمدن رو از بین برد.فرهنگ عرب وارد ایران شد ، در حالی که میتونست فرهنگ خودشو ارتقا بده .این وسط به نظر من اشتباه مسلمانها بود.البته مطالعاتم در این زمینه زیاد نیست.
پاسخ:
خب این مساله بیشتر تاریخیه تا اقتصادی. و منم تو تاریخ مطالعه ی چندانی ندارم. ولی با توجه به اینکه فتح ایران در زمان خلیفه ی دوم بوده، اگر هم اشتباهاتی بوده از لشکر و مسلمین اون زمان بوده و نقص از اسلام نیست. البته خب ایران از اومدن اسلام کم هم استفاده نکرده و فکر می کنم اسلام هم از ایران باید بهره هایی برده باشه. با این نظرت ترغیبم کردی تا سراغ کتابخونه ی شخصی پدرم برم و کتاب خدمات متقابل اسلام و ایران شهید مطهری رو مطالعه کنم.